پایگاه خبری تحلیلی روزهای بروجرد
  • خانه
  • بروجرد
  • لرستان
  • ورزشی
  • عکس و فیلم
  • تاریخ
  • حوادث
  • گردشگری و میراث فرهنگی
  • درباره‌ی ما
پایگاه خبری تحلیلی روزهای بروجرد
  • خانه
  • بروجرد
  • لرستان
  • ورزشی
  • عکس و فیلم
  • تاریخ
  • حوادث
  • گردشگری و میراث فرهنگی
  • درباره‌ی ما
صفحه اصلی/بروجرد/آیا آرش کمانگیر بروجردی بود؟! پاره اول

آیا آرش کمانگیر بروجردی بود؟! پاره اول

کد خبر :56762 ۱۴۰۴/۰۴/۲۱ در ساعت 23:49
چاپ

محمد گودرزی(ا. فرهیخته) – در دو سه دهه‌ی اخیر و به واسطه گسترش اینترنت و استفاده عموم مردم از فضای مجازی، در برخی پایگاههای اینترنتی و کانال ها و گروه های فعال و مرتبط با بروجرد در تلگرام، واتساپ، اینستاگرام، ایتا و مانند آن، آرش کمانگیر را بروجردی و زادگاه او را به صورت مشخص، روستای فیال در حاشیه شمال غربی شهر بروجرد معرفی کرده اند.

تکرار این موضوع در قالب های مختلف و متنوعِ رسانه ای “بروجردی بودن آرش کمانگیر” و بازنشر گسترده آن، چنان فراگیر شده که ممکن است بزودیِ زود یک باور عمومی بروجردی ها و از جمله بدیهیاتِ انکارناشدنی تاریخی در این شهر قلمداد گردد!

اگرچه از دیدگاه افرادِ ساده انگار و زودباور، بروجردی بودن این پهلوانِ حماسی ایرانیان، بسی مایه فخر و مباهات است و به نوعی بر جذابیت ها و شاخص های شهر می‌افزاید، از نگاه اهل پژوهش، موضوعی نادرست و بی پایه است و طرح آن برای شهری به قدمت بروجرد که در درازای تاریخ خود، همواره هویتی علمی و فرهنگی داشته است، غیرضروری و حتی موجبِ وَهن اهالی خواهد بود. زیرا با همه بُن مایه های حماسی و میهن پرستانه‌ای که در آن دیده می شود، «آرش کمانگیر» داستان مربوط به دوره افسانه ها و اسطوره‌های کهن ایرانی است و نه دوره تاریخی و آنچه که به شکل مشخص این دو دوره را از هم جدا می سازد، منابع مکتوب و معتبری است که از دوره تاریخی باقی مانده است و در برابر، افسانه ها و اسطوره ها فاقد آنند.

 در واقع، افسانه ها و اسطوره ها در شمار میراث شفاهی ملت های قدیمی است که هرچند پس زمینه ای از واقعیت در خود دارند، بر اثر نقل سینه به سینه و نیز، دخالت احساسات و عواطف و ذوق و سلیقه راویانِ متعدد در گذر زمان، شاخ و برگهای فراوانی بر اصل آنها افزوده شده و چهره ای فراواقعی به خود گرفته اند، چهرهای از جنسِ وَهم و خیال!

با این همه، نظر به این که سپیده دم تاریخ کشورهای باستانی مانند ایران با داستان‌های افسانه‌ای و حماسی آغاز می‌شود و نیز تأثیری که این داستان ها بر حیاتِ تاریخی و اجتماعی این ملت ها داشته‌اند و دارند، شاخه ای از دانش بشری با عنوان اسطوره شناسی ( Mythology) به بررسی و تحلیل اسطوره‌ها، حماسه‌ها و داستان‌های نمادین و باورهای باستانی اختصاص یافته است.

پس شایسته است که به دور از هرگونه عوام زدگی، سخن گفتن و اظهار نظر در باره ریشه و اساس اسطوره ها را بر عهده متخصصانِ دانش اسطوره شناسی گذاشت یا به آثار آنها ارجاع داد.

 ۱ –  داستان آرش کمانگیر

این داستان از جمله داستان های حماسی کهن ایرانی است که در اوستا و برخی متونِ زبان پهلوی مربوط به دوره ساسانی به آن اشاره شده و در منابع تاریخی ایرانِ اسلامی، فراوان و به تفصیل مورد توجه قرار گرفته است.

زنده یاد دکتر احمد تفضلی (تولد ۱۳۱۶ ، درگذشته ۱۳۷۵) ایران شناس نامی و استاد زبان های باستانی در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، در نوشتاری عالمانه که ذیل مدخل آرش در  دایره المعارف بزرگ اسلامی و با تفصیل بیشتر و به زبان انگلیسی در  دانشنامه ایرانیکا Encyclopaedia Iranica  منتشر شده با تلفیق متون پهلوی و منابع ایرانِ دورة اسلامی، داستان آرش را چنین بازسازی کرده است:

نام وی در اوستابه صورت اِرِخْشَه « با صفت تیزتیرترینِ ایرانیان آمده، و گفته شده که او تیری از کوه ایریوخشوثه به کوه خَونْوَنْت انداخته است. این نام در زبان پهلوی ایرَش و با صفت تیزتیر آمده، و به اختصار روایت شده است که در روز ششم از ماه فروردین، منوچهر و این پهلوان، ایران را از افراسیاب (پادشاه توران) بازستاندند.

در زمان فرمانروایی منوچهر، شاه پیشدادی، افراسیاب تورانی به ایرانشهر ]کشور ایران[ حمله کرد و منوچهر را در پدشخوارگر(طبرستان) به محاصره گرفت. شهرها را ویران ساخت و با خراب کردن قنات ها، چشمه ها، کاریزها و انحرافِ مسیر رودخانه ها، آب را از ایران زمین دریغ داشت.

منوچهر به اِسپَندارمَذ (ایزدبانوی زمین) متوسل شد و او به صورت دوشیزۀ زیبایی که کمربندی از زَر بسته بود، در خانۀ منوچهر ظاهر شد و به منوچهر توصیه کرد که برای رفع اختلاف به افراسیاب پیشنهاد کند که تیراندازی ایرانی، تیری پرتاب کند و هرجا که تیر او فرود آمد، مرز ایران و توران شناخته شود و نیز توصیه کرد که آرش را برای این مهم انتخاب کند و این مردِ کمانگیر را راهنمایی کند که چه تیری را برگزیند.

آنگاه برای اینکه افراسیاب را با پیمان صلح موافق کند، خود را با همان زیبایی بدو نمایاند و دل از او برد و افراسیاب را به پذیرشِ پیشنهاد تیراندازی آرش و حل اختلاف ایران و توران ترغیب کرد.

افراسیاب به خیال خامِ ازدواج با آن دوشیزۀ زیبا، پیمان را پذیرفت. به روایت ابوریحان بیرونی، آرش برهنه شد و تن خود را که عاری از هرگونه عیبی بود، به مردم نشان داد و پیشبینی کرد که پس از تیراندازی نابود خواهد شد. در همان حال، کمان را کشید و خود بیدرنگ پاره پاره شد. خدا باد را فرمان داد که تیر او را از کوه رویان بردارد و به اقصای خراسان، میانۀ فرغانه ( احتمالاً فرخار) و طبرستان (احتمالاً طخارستان یا طالقان در افغانستان) برساند.

به روایتی دیگر، تیر از طبرستان به بادغیس (در افغانستان) رسید. آنگاه به دستور خدا، فرشتهای آن تیر را به پرواز درآورد تا به زمین خُلم در بَلخ (در افغانستان) رسید و بدینگونه، مرز ایران و توران مشخص شد.

از سوی دیگر، افراسیاب از اسپندارمذ خواست که با وی ازدواج کند. این ایزدبانو درخواست او را نپذیرفت و بیدرنگ در زمین که جایگاه خاص و قلمرو فرمانروایی‌اش بود، پنهان شد. مبدأ پرتاب تیر در منابع، محلی در طبرستان، و جای فرود آمدن را گاه عقبۀ مزدوران، میان نیشابور و سرخس و برخی مرو (در ترکمنستان) دانسته اند. اما بیشتر منابع، بلخ و طخارستان (در افغانستان) را ذکر کرده اند.

منابع قدیمتر، تاریخ تیراندازی را روز ششم فروردین گفته اند، اما منابع بعدی واقعۀ تیراندازی را روزِ تیر از ماهِ تیر، یعنی در جشن تیرگان (سیزدهم تیر ماه) یاد کرده‌اند. پیدایش این روایت اخیر، احتمالاً به سبب همانندی ماه تیر و تیر(اندازی) بوده است در دوره ساسانی و پس از آن، آرش نمونۀ تیرانداز ماهر به شمار می‌آمده است.

به استناد نوشتار بالا می توان گفت که هرچند در اوستا و برخی متون پهلویِ باقیمانده از دوره ساسانی، تنها اشاراتی به افسانه آرش شده، تفصیل داستان با قید جزئیات، فقط در منابعِ تاریخی ایرانِ دوره اسلامی آمده است، از جمله در: تاریخ طبری، الکامل فی التاریخ از ابن اثیر، زین الاخبار از عبدالحی گردیزی، فارسنامه از ابن بلخی، تجاربالاُمم از ابوعلی مسکویه، آثارالباقیه از ابوریحان بیرونی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران از ظهرالدین مرعشی ، البدء و التاریخ از مطهر بن طاهر مَقدسی.

این نکته مهم را هم باید منظور داشت که داستان آرش در منابع اخیر، با تفاوت های زیادی در جزئیات، نقل شده که شماری از آن تفاوت ها در متن انگلیسی مقاله دکتر تفضلی در ایرانیکا آمده است. این تفاوت ها به ویژه در باره زمان تیراندازی یعنی ششم فروردین یا سیزدهم تیرماه، مکانی که از آنجا تیر انداخته شد و مکان فرود آمدن تیر، بسیار جلوه گر است.

با وجود چنین اختلافاتی، وجه اشتراک منابع تاریخیِ ایرانِ دوره اسلامی، قراردادن داستان آرش در فصل مربوط به است؛ سلسله پادشاهان افسانه‌ای که منابع مکتوب و معتبری از زمان آنها در دست «پیشدادیان» نیست و مطالعاتِ باستان شناسی در بیش از دو قرن اخیر، مُهر تأییدی بر وجود آنها نزده است!

نیز باید گفت که داستان آرش در هیچ یک از آثار ادبیات فارسی، منظومه‌های حماسی و به ویژه در شاهنامه فردوسی نقل نشده است؛ نکته بسیار مهم و چالش برانگیزی که توجه بسیاری از شاهنامه پژوهان را به خود جلب کرده است.

ظاهراً، ورود آرش به متون ادب فارسی، اتفاقی است که تنها در سده اخیر و به ویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تحت تأثیر آن حادثه تلخ، روی داده است.

این موضوع را یک ایرانشناس برجسته آمریکایی، زنده یاد پروفسور ویلیام هاناوی (تولد ۱۹۲۹ درگذشته ۲۰۱۸ ) استاد مطالعات آسیایی و خاورمیانه در دانشگاه پنسیلوانیا، رئیس سابق انجمن مطالعات ایران و مشاور و همکار دانشنامه ایرانیکا، به دقت مورد توجه قرار داده است.

برگردانِ نوشتار او با عنوان دانشنامه ایرانیکا چنین است: داستان آرش به هیچ وجه در حماسه‌ها و عاشقانه‌های درباری یا در ادبیات عامه به تفصیل نیامده است و جدا از اشارات کوتاهِ گاه به گاه، اساساً در دنیای ادبیات فارسی گم شده بود تا اینکه توسط احسان یارشاطر در کتاب داستان‌های ایران باستان(تهران، ۱۳۳۶ ، ص ۵۸ ) احیا شد. پس از آن، مضمونِ داستان آرش در میان نویسندگان و شاعران، به سرعت مورد توجه قرار گرفت و در سال‌های بعد، موضوع چندین اثر شد. اولین اثر، اثری چند وجهی از ارسلان پوریا با عنوان آرش تیرانداز (چاپ اول، تهران، ۱۳۳۸ ) و با عنوان آرش شیوا‌تیر (چاپ دوم، تهران، ۱۳۵۷) بود که با یک قصیده هفتاد بیتی آغاز می‌شود و پس از آن یک نمایشنامه تک پرده‌ای و در نهایت یک نسخه منثور از داستان قرار دارد. سپس شعر بلند سیاوش کسرایی در قالب آزاد با عنوان آرش کمانگیر (تهران، ۱۳۳۸) پس از آن، آرش در قلمرو تردید، داستان کوتاهی از نادر ابراهیمی (تهران، ۱۳۴۲) مثنویی در وزن رَمل از مهرداد اوستا با عنوان حماسه آرش (مشهد، ۱۳۴۴) و در نهایت آرش از بهرام بیضایی در سال ۱۹۷۷ منتشر شد. چهار اثر از این آثار، آرش را به عنوان ناجی ایران از استبدادِ افراسیاب معرفی می کنند. در دوران آشفته پس از دوره دکتر محمد مصدق، داستان آرش برای بسیاری از ایرانیان نماد امیدهای سیاسی آنها بوده است، در حالی که داستان ابراهیمی (آرش در قلمرو تردید)، که در آن آرش به دلیل فقدان اراده در مأموریت خود شکست می‌خورد، بیانگر ناامیدی از این امیدهاست. در سال ۱۳۴۰ نیز یک مجله ادبی به نام آرش در تهران تأسیس و حدود هشت سال منتشر شد.

۲. روایت بروجردی بودن آرش کمانگیر چگونه و از چه زمانی طرح شد؟

تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد از منابع مکتوبِ تاریخِ محلی بروجرد، نخستین بار در کتاب دورنمایی از شهرستان بروجرد یا تذکره حسین حزین به بروجردی بودن آرش کمانگیر اشاره شده است و چنین به نظر می‌رسد که همین اشاره کوتاه، مهم ترین مرجع و مستند مدعیان بروجردی بودن آرش، در دهه های بعدی قرار گرفته است: “نویسنده کتاب آرش کمانگیر، آرش را بروگردی نوشته او نیز از اوستا، نامه آسمانی زرتشت، پیامبر بزرگ پارسیان گرفته و گویند در آثارالباقیه (نوشته) بیرونی نیز هست”

در این نوشته کوتاه، بی آن که توضیح دیگری داده شود، به گفته زنده یاد عبدالمحمد روحبخشان، سه ادعای بزرگ طرح شده است: 

۱) نویسندة کتابِ آرش کمانگیر، آرش را بروگردی نوشته است.
۲) او این مطلب را از اوستا، کتاب آسمانی زرتشت گرفته است.
۳) گویند که بروجردی بودن آرش، در کتاب آثارالباقیه نوشتة ابوریحان بیرونی نیز هست.

کتاب ۶۸ صفحه ای ارسلان پوریا که در چاپ نخست به سال ۱۳۳۸ عنوان افسانه اوستایی آرشِ تیرانداز را داشت و در چاپ دوم در سال ۱۳۵۷ با عنوان افسانه اوستایی آرشِ شیوا تیر منتشر شد به تعبیر پرفسور هاناوی اثری چند وجهی است که با یک قصیده بلند آغاز می شود. با نمایشنامه تک پرده ای « آرش شیواتیر» ادامه می یابد و در نهایت با همان “داستان به گونه ای دیگر” پایان می گیرد.

 ارسلان پوریا در ابتدای بخش دوم و معرفی شخصیت‌های  نمایشنامه آرش را مردی از “بروگرد” معرفی کرده و جای نمایش را زمینی در دامنه کوه رویان یعنی بام مازندران دانسته است. غیر از این، هنگامی که آرش برای نخستین بار وارد صحنه نمایش می شود، در برابر مادر داغدیده‌ای که نامش را می پرسد و این که از کجا می آید، پاسخ می دهد که آرش هستم و از “بروگرد” می‌آیم و این تنها جاهایی است که در کتاب از “بروگرد” نام برده شده است.

هرگاه بپذیریم که منظور نویسنده از بروگرد شهر بروجرد بوده است می‌توان گفت که نخستین ادعای حزین درست می نماید.

اما نکته مهم اینجاست که کتاب آرش تیرانداز یک پژوهش علمی و قابل استناد در موضوعات تاریخی نیست، بلکه اثری است در حوزه ادبیات که نویسنده به روشنیِ تمام واژه افسانه را در عنوان اصلی آن گنجانده است: افسانه اوستایی آرش تیرانداز.

ظاهراً حسین حزین بی آن که به وجه افسانه بودن کل داستان توجه کند اوستایی بودن آن را دلیلی بر طرح دومین ادعای دوم خود دانسته و می نویسد: نویسنده کتاب آرش کمانگیر، بروگردی بودن را از کتاب اوستا گرفته است.  البته این تنها کم توجهی حزین در این مورد خاص نیست؛ او در فهرست منابع کتابش عنوان کتاب ارسلان پوریا را به اشتباه آرش کمانگیر نوشته است.

همانگونه که در نوشتار محققانه دکتر احمد تفضلی آمده است، داستان آرش در کتاب اوستا به اختصار و بدون پرداختن به جزئیات آمده است. با این توصیف روشن است که ادعای دوم حزین، درست نیست. سومین ادعای حزین نیز فرجامی بهتر ندارد و نادرست است؛ در کتاب آثارالباقیه هیچ اشاره ای به بروجردی بودن آرش نشده است. فصل نهم از کتاب آثارالباقیه در باره عیدها و مناسبت‌های مختلفی است که در تقویم قدیم ایرانیان بوده و آنها را جشن می‌گرفته‌اند. ابوریحان بیرونی در این فصل و در باره جشن تیرگان، که همه ساله در سیزدهمین روز تیر ماه برپا می شده است می‌نویسد:

افراسیاب چون به کشور ایران غلبه کرد و منوچهر را در طبرستان در محاصره گرفت منوچهر از افراسیاب خواهش کرد که از کشور ایران به اندازة پرتاب یک تیر در خود به او بدهد و یکی از فرشتگان که نام او اسفندارمَذ بود حاضر شد و منوچهر را امر کرد که تیر و کمان بگیرد به اندازه‌ای که به سازنده آن نشان داد، چنان‌که در کتاب اوستا ذکر شده و آرش را که مردی با دیانت بود حاضر کردند، گفت که تو باید این تیر و کمان را بگیری و پرتاب کنی. و آرش برپاخاست و برهنه شد و گفت ای پادشاه و ای مردم! بدن مرا ببینید که از هر زخمی و جراحتی و علتی سالم است و من یقین دارم که چون با این کمان این تیر را بیندازد بیندازم، پاره پاره خواهم شد و خود را تلف خواهم نمود، ولی من خود را فدای شما کردم. سپس برهنه شد و به قوت و نیرویی که خداوند به او داده بود کمان را تا بناگوش خود کشید و خود پاره پاره شد. و خداوند باد را امر کرد که تیر او را از کوه رویان بردارد و به اقصای خراسان که میان فَرغانه(در افغانستان امروزی) و طبرستان است، پرتاب کند. و این تیر در موقعِ فرود آمدن بر درخت گردوی بزرگی گرفت که در جهان از بزرگی مانند نداشت. برخی گفته‌اند از محل پرتاب تیر تا آنجا که افتاد هزار فرسخ بود و منوچهر و افراسیاب به همین مقدار زمین، با هم صلح کردند. و این قضیه در چنین روزی بود و مردمان آن را عید گرفتند.

با آن که نام کتاب آثارالباقیه در فهرست منابع کتاب حزین قرار دارد به کار گرفتن فعل مجهول “گویند” در ادعای سوم، روشن می کند که او خود، کتاب آثارالباقیه را ندیده و موضوع را از قول کسانی نقل کرده، که نیازی به معرفی آنها نمی‌دیده است! اما طرح ادعای اول و دوم، از بی توجهی شخص حزین به موضوع حکایت دارد و پرسش های مهمی را در ذهن ایجا می کند:

– چرا حزین به واژه ” افسانه” در عنوان کتابِ ارسلان پوریا توجه نکرده است؟

– آیا نمیدانسته است که به عنوان یک تاریخ نگار وظیفه دارد مرز میان واقعیت و افسانه را در کتاب خود روشن سازد؟

– آیا احتمال نمی‌داده است که گروهی از خوانندگان کتابش در آینده “افسانه آرش” را یک رویداد واقعی
تلقی کنند؟

– آیا … ؟!

در پاسخ به این پرسش‌ها باید گفت که حسین حزین، شاعرِ درویش مسلکی بود که از پیشه بنایی زندگی را می گذرانید و به سبب ذوق ادبی و آشنایی نسبتاً خوبی که با متون ادب فارسی و تا حدودی، عربی داشت، تذکره سخنوران بروجرد از روزگاران کهن تا دوره معاصر را فراهم آورد که در نوع خود، کاری پر ارج شناخته می شود.

او تاریخ نگار و تاریخ پژوه به مفهوم امروزی نبود و با آن که بخش تاریخی کتابش، حاوی آگاهی های سودمندی از تاریخ بروجرد است، به دلیل عدم آشنایی با روشِ پژوهشِ علمی و چگونگی استفاده از منابع و مراجع تاریخی، باید با احتیاط مورد استفاده و استناد قرار گیرد.

با این همه، این احتمال نیز می‌رود که موضوع بروجردی بودن آرش کمانگیر از سالها پیش از انتشار کتاب دورنمایی از شهرستان بروجرد به نوعی در پس زمینه فکری حزین و گروهی از اهالی شهر وجود داشته است. اگرچه حزین در این باره سخنی نگفته است،
زنده یاد ابوالمجد حجتی در چاپ سوم از کتاب خاطراتش، داستان بسیار جالبی را نقل می‌کند که بر اساس آن، می‌توان پیشینه باور به بروجردی بودن آرش کمانگیر را تا حدود صد سال پیش، یعنی مهر ۱۳۱۷ شمسی عقب برد!

پاره دوم این یادداشت را اینجا بخوانید

 

 

 

 

برچسب ها:

آرش کمانگیراحمد تفضلیحسین حزینمحمد گودرزیویلیام هاناوی

بدون نظر! اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

چاقی شکمی زنگ خطر خاموش سلامت مردان
پلمب انبار احتکار تخم‌مرغ در بروجرد
بیش از ۱۱ هزار و ۵۰۰ نفر لرستانی در صف وام ازدواج
مدیرکل راه و شهرسازی استان: موانع بانکی پیش‌ روی نهضت ملی مسکن لرستان...
دغدغه های بازاریان بروجرد در گفت وگو با مسئولان شهرستان
۲۰ قبضه اسلحه شکاری از متخلفان زیست محیطی در لرستان کشف و ضبط...
اعتکاف دانش‌آموزی در مسجدالنبی بروجرد+فیلم
گفت‌وگو با یدالله گودرزی درباره ترجمه «ملحمةالحرافیش»
هنر آینه‌کاری در بروجرد، جانی دوباره می‌گیرد
کاشت ۳۰۰۰ اصله نهال در بروجرد
تحقق ۴۹ درصدی تعهدات اشتغال در بروجرد
تاکید بر تکمیل خروجی آزاد راه شهید بروجردی

تاریخ

چکناواریان: آرزو دارم در زادگاهم بروجرد کنسرت برگزار کنم

یادبودی برای عبدالمحمد آیتی؛ از شاگردی ماست‌بندی تا بلیت‌فروشی در شرکت واحد

درخواست از حاکم بروجرد و لرستان برای گردآوری و ارسال کمک‌های مردمی به قحطی‌زدگان روسیه

یادی از عبدالحسین زرینکوب؛ مردی که تلاش کرد تا ارزش هویت ملی را به مردمش یادآوری کند

وقتی اسطوره‌ها زادگاه پیدا می‌کنند؛ پرونده بروجرد و آرش کمانگیر/ نقدی بر یادداشت الف.فرهیخته

پایگاه خبری تحلیلی روزهای بروجرد

همراه با ما در شبکه‌های اجتماعی باشید

خبر

چیزی یافت نشد!

به نظر می رسد هیچ چیز در اینجا یافت نشد!

دسترسی سریع

  • خانه
  • بروجرد
  • لرستان
  • ورزشی
  • عکس و فیلم
  • تاریخ
  • حوادث
  • گردشگری و میراث فرهنگی
  • درباره‌ی ما
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری روزهای بروجرد است.
تهیه و تولید: دی تمز
  • خانه
  • بروجرد
  • لرستان
  • ورزشی
  • عکس و فیلم
  • تاریخ
  • حوادث
  • گردشگری و میراث فرهنگی
  • درباره‌ی ما